خداحافظی
تو این مدت روزای خوبی داشتیم با هم خندیدم
ولی دیگه موقع خداحافظیه
همیشه شاد باشین خدا نگهدار همتون

یارو سوال پرسیده اگه 24 ساعت گناه آزاد باشه؛ چه گناهی میکنین؟
جوابای ملت کلن شخصیت منو برد زیر سوال، چون همشون فعالیت های روزمره ی من بودن
موبایلم امروز بهم گفت: چرا منو میزنی شارج، واسه چی؟ واسه کی؟
هیچ جوابی نداشتم بدم ،فقط از اتاق رفتم بیرون گذاشتم کمی با خودش خلوت کنه ...
مامان بزرگم گفت به منم اینترنت یاد بده
بینم چیه که تورو از کار و زندگی انداخته...
هیچی دیگه از ساعت 6:30 شروع کردیم،
هنوز نتونستم بهش بگم موس چیه
اشعار جالب و طنز ماه رمضان
سفره افطار!
در روز اگرچند به هجر تو گرفتار
ای سفره افطار!
جوییم وصال تو در آغاز شب تار
ای سفره افطار!
تا مهر فرو رفت، ز پی، ماه برآید
از تو خبر آید
ما مهر تو را مدت یکماه خریدار!
ای سفره افطار!
هرچند که در منزل ما نیز نکویی
بس خوشبر و رویی
خوشتر که رسَم من به تو در منزل اغیار!
ای سفره افطار!
از جلوه تو عشق فسونکار، فراموش!
شد یار، فراموش!
خوشطعمتراز عشقی و خوشرنگ تر از یار!
ای سفره افطار!
در دیس تو از مرغ دگر نیست نشانی
از فرط گرانی
صدحیف که امسال سبکتر شدی از پار!
ای سفره افطار!
با اینهمه سهمی ز خود الساعه جدا کن
نذر فقرا کن
از اون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام که امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کدوم وسیله ها دست زد؟ بیشتر هم به دریچه کولر شک داشتم!
بقیه در ادامه ی مطلب
بعد از تو ديگر مرد نيستم اگر بخندم!!!
***************
گوشی رو بردار...فقط پشت تلفن نفس بکش همین هم آرومم میکنه...چقدر سوخته ام و نفهمیده ام..خستم ای خدا کاش میشد این روز ها صبح بیدار نشوم من احتیاج به کمی شب دارم حواست هست؟
********************
به سلامتی پسری که میتونست دروغ بگه و عشقشو نگه داره ولی ترجیح داد راستشو بگه و عشقشم از دست بده
************************
پسری با پدرش در رختخواب
درد ودل می کرد با چشمی پر آب
گفت :بابا حالم اصلا ً خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم توی سر
روی دستت باد کردم ای پدر
سن من از 26 افزون شده
دل میان سینه غرق خون شده
هیچکس لیلای این مجنون نشد
همسری از بهر من مفتون نشد
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته
پدرش چون حرف هایش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت
پسرم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه دختر یکی را تور کن دیگه
گفت آن دم :پدر محبوب من
ای رفیق مهربان
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و چشم پاکم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر دختران
مغز خر خوردم مگر چون دیگران؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با شهین و مهرخ و ایضاً سحر
با سه تا شان رفته بودیم سینما
بگذریم از ما بقیه ماجرا
یک سری ، بر گل پری عاشق شدم
او خرم کرد، وانگهی فارغ شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
آزیتای حاج قلی اصغر شله
یک زمانی عاشقش گشتم ای بله
بعد اوهم یار من آن یاس بود
دختری زیبا و پر احساس بود
بعد از این احساسی پر ادعا
شد رفیق من کمی هم المیرا
بعد او هم عاشق مینا شدم
بعد مینا عاشق تینا شدم
بعد تینا عاشق سارا شدم
بعد سارا عاشق لعیا شدم بعد از آن
پدرش آمد میان حرف او
گفت ساکت شو دیگر فتنه جو
گرچه من هم در زمان بی زنی
روز و شب بودم به فکر یک زنی
لیک جز آنکه بداری مادری
دل نمی دادم به هر جور دختری ای خدا
خاک عالم بر سرت، خیلی بدی
واقعا ً که پوز بابا را زدی
در
این نوشتار می خواهیم به شما راه هایی را آموزش دهیم که بتوانید مراسم
خواستگاری تان را خراب کنید! طوری که اگر دختر هستید، داماد آینده، فراری
شود و اگر پسر هستید، عروس آینده از این که فکر زندگی با شما را به سرش راه
داده به خودش لعنت بفرستد. این راه ها ردخور ندارد؛ تضمینی است و همه آنها
که پیش تر امتحان شان کرده اند هنوز هم در خانه پدر و مادرشان هستند و
نتوانسته اند ازدواج کنند!
روش های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای پسران جوان
▪هر چند کلمه که حرف می زنید یک بار بادگلو کنید و بدن تان را بخارانید. این حرکت حتما تاثیر بدی بر دیگران می گذارد.
▪اگر روش قبلی موثر واقع نشد. از فرمول "جوراب های جادویی" استفاده کنید. بگذارید جوراب های تان یک هفته نشسته باقی بماند.
▪شب ها هم آنها را توی کتانی های ورزشی بچپانید و شب خواستگاری همان ها را بپوشید تا همه خانه بوی باقلی پخته بگیرد!
▪حتما شام بمانید حتی اگر سکوت سنگین و حرف ها، تمام شد شما همچنان بنشینید
و لبخند بزنید و سرتان را تکان بدهید. بالاخره یکی از اعضای خانواده عروس
خسته می شود و از جا بر می خیزد و این لحظه همان بزنگاهی است که باید
بگویید "راضی به زحمت نیستیم... شام چرا... حالا وقت هست..." این طوری آنها
ناچار می شوند به شما تعارف کنند و شما با کمال میل تعارف شان را می
پذیرید.
▪جوری به خواستگاری بروید که انگار قبیله ای به خانه عروس حمله کرده است.
همیشه زیاد باشید. قشون کشی کنید. هشت و نه نفر برای خواستگاری، عدد ناچیزی
است اصلا نباید روی کمتر از ۱۵ نفر حساب کنید.
▪در خواستگاری بچه ها را با خود ببرید و برای آنکه شوق تان را به بچه داشتن
نشان بدهید با آنها بازی کنید مثلا یک مسابقه وسطی ترتیب بدهید یا گرگم به
هوا بازی کنید.
▪بدلباس باشید یکی از بهترین شیوه های بدلباسی این است که جوراب های تان را روی پاچه شلوارتان بکشید.
▪به کسی فرصت صحبت کردن ندهید. دائما از محاسن تان حرف بزنید و گاهی رو
کنید به اعضای خانواده و تائیدشان را بگیرید. روش دیگر این است که هیچ حرفی
مربوط به خودتان نزنید. اما یک لحظه هم دهان تان را بسته نگه ندارید؛ از
سیاست، از اقتصاد، از علم، از هوا، از تاریخ و... حرف بزنید حتی می توانید
خاطره تعریف کنید.
▪عروس را با یکی از دخترهای مجرد فامیل مقایسه کنید. مثلا همین که چایی آورد به مادرتان بگویید "شبیه دخترعمه ام نیست؟"
▪همیشه اسم عروس را اشتباه بگویید مثلا اگر اسمش فرزانه است هر بار با اسمی
تازه صدایش کنید! "ببخشید افسانه خانم..."، "راستی ملیسا خانم..."، "شیوا
خانم می خواستم بگویم که..." و...
▪گربه را دم حجله بکشید. وقتی عروس بالقوه، پرسید سهم مشارکت احتمالی تان
در کارهای خانه چقدر است ناگهان ابرو در هم بکشید، نیم خیز شوید و صدای تان
را بلند کنید و بگویید "شما بپزید من می خورم، شما بشویید و بسابید، من
استراحت می کنم و اگر شاغل هستید، حقوق تان را هم بدهید من خرج کنم!"
▪صدای مهمان ها را ضبط کنید و از همه عکس بگیرید و از جلسه خواستگاری و
شروطی که مطرح می شود، یادداشت بردارید و دست آخر، برای اینکه خانواده عروس
در آینده شرط ها را تغییر ندهند بگویید پای برگه را امضا کنند و برای
اینکه صداهای ضبط شده شان را هم بشناسید بگویید هر نفر یکبار نام و سنش را
اعلام کند. تا دروغی گفته نشود
▪کفش هایتان را لنگه به لنگه بپوشید تا ثابت کنید دست و پا چلفتی هستید و نمیشود روی شما برای زندگی مشترک حساب کرد.
▪تا آنجا که می توانید بخورید. توی این گرانی، شاید تا سال ها وسعتان نرسد خیلی از میوه ها را بخورید.
▪از فن "در گوشی فامیلی" استفاده کنید. در این فن، شما و خانواده تان باید
طوری وانمود کنید که انگار با خانواده عروس قهرید پس فقط بین خودتان درگوشی
حرف بزنید و اعضای خانواده عروس را توی بحث های تان راه ندهید.
▪دائما با تلفن همراه تان پیامک بزنید و اگر کسی زنگ زد پاسخ بدهید و بلند بلند با او خوش و بش کنید.
▪حتما، حتما، حتما،حتما گل میخک بگیرید و بی خیال گل رز قرمز شوید و خودتان با برگ کاج تزئینش کنید و با نخ جعبه شیرینی ببندیدش.
روش های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای دختران جوان
▪هنوز سلام و علیک تمام نشده سر صحبت درباره مهریه را باز کنید و بگویید که
شما جد اندر جد، مهریه را سنگین می گیرید و این رسم خانوادگی تان است و
همه دخترهای فامیل تان همین کار را کرده اند. برای این که کسی شک نکند چند
تا مثال هم ردیف کنید مثلا بگویید "همین پارسال دخترعموی مامانم ازدواج کرد
با ۴۰۰۰ سکه، آبجی خودم مهرش ۵۰۰۰ تا بود... حالا دو هزار تای ناقابل که
چیزی نیست."
▪برای شما چه اهمیتی دارد که داماد بالقوه در صورت موافقت با مبلغ مهریه تان، به زندانی بالقوه، تغییر نام می دهد؟
▪وقتی چایی آوردید و همه مشغول خوردن شدند و به به و چه چه کردند بگویید
رمال توی پارک که امروز دیده اید کارش حرف ندارد چون این لحظه را پیش بینی
کرده و راست گفته که اگر توی قوری تف کنید مهر و محبت خانواده داماد به شما
چند برابر بـیـشتـر می شود.
▪از دامـاد و تـک تک اعـضای خـانواده اش بپرسید متولد چه ماه و سالی هستند.
بعد کشف کنید که آنها در تقویم چینی نماد چه حیواناتی هستند و مطمئن باشید
هیچ وقت ممکن نیست نماد سال شما، با نماد سال بقیه کاملا همخوانی داشته
باشد و با چنین اعتقادی چگونه می توانید در کنار آنها با صلح و صفا زندگی
کنید. فرضا شما متولد سال موش باشید. موش که نمی تواند با خانواده ای که یک
اژدها، دو تا خوک، یک سگ، دو تا گربه و یک گاو دارد، زندگی کند!
▪از همان ابتدا که خانواده داماد آمدند و گل ها و شیرینی ها را تحویل
گرفتید، همین که آنها خواستند سر صحبت را باز کنند لبخند ملیحی بزنید و
الکی بگویید قصد ازدواج ندارید و می خواهید درس بخوانید. این طوری هم
باکلاس تر است و هم تا ابد بی شوهر می مانید.
▪خودتان را کاملا متفاوت با آنچه هستید نشان دهید و اصلا فکرش را هم نکنید
که بالاخره روزی طرف مقابل از نشانه ها متوجه می شود شما کلک می زده اید.
▪اگر زیاد غذا می خورید، بگویید کم خوار هستید. اگر دیر می خوابید بگویید
سر شب خواب تان می گیرد. اگر ترجیح می دهید در روزهای تعطیل روی کاناپه
جلوی تلویزیون لم بدهید بگویید همه روزهای تعطیل، آفتاب نزده در کوه هستید و
میچرخید در کوه
▪سیر بخورید و دائما اظهار نظر کنید، حتی وقتی نظرتان را نخواسته اند. توی
استکان ها، کیسه چای بگذارید و بگویید برای تان سخت بوده چای دم کنید.
▪حتی یک لحظه به نگون بختی که به خواستگاری تان آمده اعتماد نکنید. همان
اول کار به داماد بالقوه بگویید "پسورد ایمیل های تان را می خواهم..."
واکنش احتمالی او از دو حالت بیشتر نیست.
▪اول این که می گوید "متاسفم اما پسورد من محرمانه و شخصی است" در این صورت
شما بر می آشوبید و می گویید "کاملا مشخص شد با اینترنت چه می کنید!"
▪واکنش دوم این است که او سرخ و سفید شود و مثل قاتلانی که اعتراف می کنند
رمز عبورش را روی کاغذ بنویسد و به شما بدهد. آن وقت شما به اتاق دیگر می
روید و به اینترنت وصل می شوید و صندوق پستی الکترونیک او را بررسی می کنید
و هر از گاه می گوید "خدای من! اینها چیست؟ اینها کی هستند؟"
▪بعد از رسیدن خواستگارها به خانه بیایید. بی حوصله سلام و علیک کنید و بعد
یا بروید توی اتاق تان و دراز بکشید و بخوابید یا گوشه اتاق بنشینید و
تلویزیون تماشا کنید و هر از گاه لبخندی به حضار بزنید و بگویید "هیسسس".
گرانی
و تورم و موارد مشابه آن، سبب شده که قیمت همه آنچه در بازار قابل خرید و
فروش است، چنان بالا برود که ظاهراً پایین آوردنش کار یک نفر و دو نفر
نیست.
بر همین اساس، کل مسوولان مملکتی و تمام مرتبطین و غیرمرتبطین به مقوله
اقتصاد در تلاش شبانه روزی هستند تا گرانی و تورم زا مهار کرده و این آهوی
گریزپا و مرغ وحشی را شکار یا رام فرمایند.
در همین راستا شنیده شده است که بعضی از مسوولان، وعده کاهش نرخ سکه و دلار را در قالب یک هشدار، ارائه داده شده
هشدار مربوطه به خریداران سکه داده شده بود که به امید گران شدن آن اقدام
به خرید نکنند چرا که بزودی این قیمتها روند نزولی به خود خواهند.
خبر فوق نشان میدهد که به دلیل مهار گرانی بازار مرغ! و کاهش شدید قیمت
این محصول پروتئینی (که اگر چه اکنون محقق نشده است اما بالاخره محقق
میشود! مسوولان ما کارآمد هستند) در مرحله بعد و طی یک اقدام خیلی جسورانه
و بسی قدرتمندانه، نرخ ارز و سکه نیز مهار خواهد گردید.
بعد پیاده شم
بقیه در ادامه ی مطلب
طرف تو آهنگش میگه :
چرا خورشید میتابه چرا میچرخه زمین
عشق من بگو چرا تو فقط بگو همین
خب مگه با گالیله و نیوتــــــــون طرفی !؟
ملت میرن آتلیه عکس میگیرن
نیم کیلو فتوشاپ رو صورتشون خالی میکنن
بعد وقتی میری از نزدیک میبینیشون
قصر رویاهات تبدیل میشه به یه همکف ۴۰ متری ! :D
ﭘﯿﺮﺯﻧﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ
ﮔﻔﺖ ﻧﻨﻪ ﺟﻮﻥ ﻟﮑﻪ ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﯾﻦ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺎ ﮐﻠﯽ ﻋﻔﺎﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
ﭘﯿﺮﺯﻥ ﻫﻢ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﮔﻔﺖ ﺧﻮﺏ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﯾﻦ
ﺍﮔﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻦ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﻏﻮﻧﺖ ﻣﯿﺰﺩﯼ :D
ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﻫﻮﺍ ! :) )
بقیه در ادامه ی مطلب
یادتونه
بچه که بودیم تا توى یه جمعى میرفتیم حوصله نداشتیم،خجالت میکشیدیم بابا
مامانمون میگفتن:سلام کردى به عمو؟ ما هم مثل خر تو گل میموندیم! یهو
طرف به دروغ میگفت: بعععععله،سلامم کرد پسر گل!!!!
عاشق این ادما بودم،دمشون گرم.
من یه غلطی کردمُ قضیه فانتزیُ افقُ واسه بابام تعریف کردم ؛
حالا هروقت اَزَش پول میخوام، میره تو افق محو میشه !
تو صف نون بودم دیدم۲ تا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث میکردن ..
اولى : برو بابا !
بقیه در ادامه ی مطلب
همین که فهمید غـــــــــــم دارم آتش گرفت . . . بقیه در ادامه ی مطلب
به خودت نگیر رفیق !!!!!
سیـــــــــــــ ــگارم را گفتم
.
.
.
هر جا که می بینم نوشته است :
” خواستن توانستن است ”
آتش می گیرم !
یعنی او نخواست که نشد ؟!
.
.
.
دلم میخواهد ویرگول باشم تا وقتی به من میرسی ، مکث کنی !
.
.
.
حرارت لازم نیست ، گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت
.
.
.
چه رسم جالبی است !!!
محبتت را میگذارند پای احتیاجت …
صداقتت را میگذارند پای سادگیت …
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت …
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …
و وفاداریت را پای بی کسیت …
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!!
.
آرام
میروم ، آنچنان آرام که ندانی کی رفته ام اما وقتی جای خالیه مرا
ببینی آنچنان سخت رفته ام که تمام عمر زمان رفتنم را فراموش نکنی !
.
.
.
مواظبم باشید ، دست هایم را بگیرید می گویند آلزایمر گرفته ام اما من فقط دنیایتان را نمی شناسم !
.
.
بقیه در ادامه ی مطلب
همایشی برای بانوان با عنوان چگونه با همسر خود عاشقانه زندگی کنید برگزار شده بود، توی این همایش از خانم ها سوال شد که:
چه کسانی عاشق همسرانشون هستند؟
۱_ هرروز صبحانه چای با نون و پنیر میخوری.
۲_ در روز حداقل ۵ بار از واژههای عزیزم / قربونت برم / اختیار دارین / شرمنده استفاده میکنی.
۳_ هر دومین جمله رو با ببین شروع میکنی.
۴_ اگر ساعت ۵ قرار داشته باشی ساعت ۶ از خونه بیرون میری.
۵_ بابا مامانت میخوان که دکتر مهندس شی.
۶_ مامانت حداقل دو بار در روز بهت میگه بچم قربونت بشم.
۷_ تا از یه مهمونی یا عروسی میای شروع میکنی به غیبت.
۸_ هروقت که به یک رستوران ایرانی میری موقع حساب به گارسون میگی قابلتون رو نداره.
۹_ کمد لباسات پر از لباسای ِ مشکیه.
۱۰_ توی توالت خونتون آفتابه دارین !
۱۱_ موقع حساب کردن طوری رفتار میکنی که انگار تو میخوای پول بدی اما همش تعارف شابدلعظیمیه.
۱۲_ هروقت منتظر مهمونت سر ساعت ۱ هستی ساعت ۳ ازش استقبال میکنی.
۱۳_ تو و مهمونای ایرانیت ۳۰دقیقه هم جلو در صحبت میکنید که البته فقط می خواستید خداحافظی کنید.
۱۴_ وقتی میری توالت به نظر میاد که اونجا خوابت برده.
۱۵_ مامانت می خواد دعوات کنه اما دلش نمیاد.
۱۶_ بابات میخواد که دخترش پیشش بمونه.
۱۷_ حداقل روزی یکبار برنج و گوشت میخوری.
۱۸_ سالاد رو بشقابی میخوری.
۱۹_ وقتی مهمون داری یه کاسه ی بزرگ میوه روی میزه.
۲۰_ لجبازی.
بقیه در ادامه ی مطلب
دوست عزیز و گرامی ، تو که نتونستی ، ولی ما برات درستش کردیم !
الهی قربون اون چشمای خوشگلت بشم من !
یه ماچ بده عزیزم ^-^
خرسِ خانگی !
چهار پایه ویژه تمام حمام های دهه شصت !
کیا یادشونه !؟
مورد مبهمش هم اون سوراخ وسطش هست که آخرشم مشخص نشد برای چیه !
مردک بیشعور ، متلک میندازی فرار میکنی !؟
بزنم ساندویچ بشی ؟؟
خلاقیت در عکاسی
کاری از مهندسین الکترونیک !
خب بچه ها ، بیاین بوس بدین بابا میخواد بره دنبال یه تیکه اسخون !
یه پارچه خانوم !
یه پارچه آقا !
بقیه در ادامه ی مطلب

ای رفیق باوفا! هر شب دعایت می کنم / گر ندارم زانتیا فرغون فدایت می کنم
.
.
.
بچه
که بودم یه آبمیوه گیری داشتیم که وقتی روشنش میکردیم رسما رم میکرد
و علاوه بر صدا و ویبره، میرفت یه دوری هم میزد تو آشپزخونه :))
بعد بابام همش منو مامور میکرد اینو نیگر دارم تا خودش هویجا رو آب
بگیره. دقیقن حس اون کارگرایی رو داشتم که آسفالت رو سوراخ میکنن
بقیه در ادامه ی مطلب
ای پدر ای بهترین آهنگ زیبای غزل
ای پدر ای سرزمین پای و عشق زحل
ای پدر ای مهربان سر افراز زندگی
نام جاوید تو ماند بر زمین و زندگی
پدرعزیزم روزت مبارک
.
.
.
پدر جان ، با یک دنیا شور و اشتیاق وضوی عشق می گیرم
و پیشانی بر خاک می گذارم و خداوند را شکر می کنم
که فرزند انسان بزرگ و وارسته ای چون شما هستم
پدر جان عاشقانه دوستت دارم و دستانت را میبوسم . . .
.
بقیه در ادامه ی مطلب
این معلم یک فرمول را با گچ بر روی تخته سیاه می نویسد
به نظر شما مفهوم این فرمول چیست؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
برای مشاهده به ادامه ی مطلب بروید